ابراهيم اصلاح عربانى

247

كتاب گيلان ( فارسى )

سياست مالياتى نادر شاه و فشار به طبقات مختلف مردم براى وصول مالياتها و خراجهاى گزاف علت اصلى قيامهائى بود كه در برخى از نقاط كشور نظير گيلان رخ داد . گرچه فشار مالياتها بيشتر براى روستائيان و طبقات فقير و كم‌درآمد تحمل ناپذير بود ، امّا متنفذان و بزرگان و روحانيان ، كه غالبا از نادر شاه ناراضى بودند در تحريك مردم به شورش و قيام سهم مؤثرى داشتند و حتى گاه خود به شورشيان مىپيوستند چنان كه در قيام فارس ، تقى خان بيگلر بيگ فارس به قيام‌كنندگان ملحق شد و رهبرى قيام را به عهده گرفت . نخستين قيام مردم گيلان بر ضد نادر در سال 1157 هجرى به وقوع پيوست . علت اين قيام نيز تشديد فشار مالياتى بر مردم بود . جنبش از طالش آغاز شد و در سراسر گيلان نفوذ پيدا كرد . نويسندگان كتاب « دولت نادر شاه افشار » با استناد به مدارك آرشيو سياست خارجى روسيه دربارهء اين قيام مىنويسند : « اين جنبش در زير شعار سرنگون كردن نادر و در ابتدا تصرف آستارا ظاهر گرديد و تأثير عميقى در تمامى گيلان نمود . » « 45 » براى مقابله با جنبش مردم گيلان لشكرى از سوى نادر اعزام شد . قواى اعزامى روستاهاى تصرفى تالشيان را ويران كرد و گروهى از سران شورش را دستگير ساخته به دربار نادر اعزام داشت . اما هنوز از مراجعت لشكر چند روزى بيش نگذشته بود كه جنبش با نيروى تازه‌اى ظاهر شد و تا دو سال ادامه يافت . بار ديگر نادر سپاهى مركب از 1500 جنگجو براى سركوبى قيام به گيلان روانه ساخت ، ولى لشكر مزبور دچار شكست شد . نادر سپاه ديگرى با 3000 مرد جنگى به گيلان اعزام نمود . اين‌بار قواى اعزامى موفق به آرام ساختن شورش شد . چگونگى سركوبى شورش به حكايت مدارك موجود در پرونده‌هاى آرشيو سياست خارجى روسيه از اين قرار است : فرماندهان نظامى نادر چون غلبه بر شورشيان را مشكل ديدند به تالشيان قول دادند كه اگر آنان به مبارزه پايان دهند به خواستهاى مردم توجه خواهد شد و مورد بازخواست قرار نخواهند گرفت . سران شورش فريب خوردند و به اردوى سپاه شاه رفتند ، ولى فرماندهان نظامى به وعده خود وفا نكردند و عدهء زيادى از مردم تالش را دستگير و زندانى ساختند : « جنبش شكست خورد . نيروى اصلى قيام ، كشاورزان و چادرنشينان بودند ، پيوستن قشرهاى بالاى قبايل به شاه ، سركوبى قيام را تسريع كرد . » « 46 » يك سال بعد قيام تازه‌اى در گيلان آغاز شد . نادر شاه كه براى تأمين هزينه‌هاى سنگين لشكركشىهاى خود احتياج به پول داشت و راه ديگرى براى ايجاد درآمد جز وصول ماليات نمىشناخت علاوه‌بر باج و خراجهاى معمول مالياتهاى نقدى ديگرى وضع كرد . وى براى وصول مالياتهاى جديد و جريمه‌ها و باج و خراجهاى گوناگون سپاهى به گيلان اعزام داشت . اين‌بار قيام از گسكر شروع شد و به ساير نواحى گيلان سرايت كرد . از گزارشى كه يك ديپلمات روس به دربار تزار فرستاده چنين برمىآيد كه گروه كثيرى از مردم سر به شورش برداشته بودند . « 47 » فشار بر مردم موجب شد كه در ساير ولايات نيز مردم قيام كنند . اين شورشها تا زمانى كه نادر زنده بود همچنان ادامه داشت . قيام مشروطه‌خواهان گيلان در دوران سلطنت پادشاهان قاجار شورشها و قيامهائى در گيلان رخ داد كه در برابر عظمت انقلاب مشروطيت چندان مهم به نظر نمىرسند . گيلان در انقلاب مشروطيت ايران نقش بسيار حساس و مهم داشته است . به جرئت مىتوان گفت كه از ميان تمام استانهاى ايران دو استان آذربايجان و گيلان پايگاه بلند و ارزشمند آزاديخواهان و پيشگامان مشروطيت ايران بوده‌اند . مطالعهء اسناد و مدارك و مآخذ مربوط به انقلاب مشروطيت و نيز كتب معتبرى كه در اين زمينه به رشته نگارش كشيده شده از جمله « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران » نگارش دكتر مهدى ملك‌زاده ، « تاريخ مشروطه ايران » به قلم احمد كسروى و « تاريخ بيدارى ايرانيان » تأليف ناظم الاسلام كرمانى اين واقعيت را به ثبوت مىرساند . « 48 » بايد توجه داشت كه در آن برهه از زمان گيلان در شرايطى بسيار مشكلتر از ساير نقاط ايران قرار گرفته و در مبارزات آزاديخواهى با مشكلاتى عظيم روبرو بوده است ، زيرا آن زمان گيلان مستقيما در زير چكمهء قزاقان روسيهء تزارى قرار داشت و كنسول روس در تمام شئون زندگى مردم ، دخالت مىكرد . عمال و مأموران كنسولگرى چنان عمل مىكردند كه گويى بر جان و مال مردم تسلط دارند . از سوى ديگر وجود يك حاكم جابر و نداشتن اسلحه موانع قابل توجهى در راه مبارزات آزاديخواهان ايجاد مىكرد . محمد على شاه ، آقا بالا خان سردار افخم پيشكار كامران ميرزا را كه به بىرحمى و شقاوت شهرت داشت و امتحان جنايت و بيدادگرى را در مقام رياست نظميّهء تهران به خوبى گذرانده بود ، به حكومت گيلان منصوب كرد و او را با قواى كافى به گيلان فرستاد تا هرگونه حركتى را بشدت سركوب نمايد . همزمان با شروع نهضت مشروطيت و فعاليت‌هاى پنهانى مشروطه‌طلبان در تهران ، آزاديخواهان رشت نيز مخفيانه با يكديگر تماس برقرار كرده به تشكيل جلسات سرّى مبادرت ورزيدند . در اين هنگام حدوث يك واقعه در رشت موجب عصيان مردم و بروز احساسات آزاديخواهى و طرفدارى از مشروطيت شد بدين‌قرار كه شخصى به نام ميرزا تقى خان نايب با يكى از افراد خانوادهء سميعى اختلاف ملكى پيدا كرد ؛ اين اختلاف با وساطت آشنايان مشترك پايان يافت و طرفين با يكديگر سازش كردند . حاكم گيلان آنها را به دار الحكومه احضار كرده حقوق ديوانى را بابت دعوا مطالبه نمود . آنها پاسخ دادند اين دعوا توسط حكومت فيصله نيافته كه طبق مرسوم حقوقى به آن تعلق يابد . اما حاكم به اين سخنان ترتيب اثر نداده در مطالبهء مبالغى به عنوان حقوق ديوانى پافشارى كرد . طرفين كه توانائى مقاومت در خود نمىديدند به كنسولگرى

--> ( 45 ) . دولت نادر شاه افشار ، م . ر . آرونوا و ك . ز . اشرفيان ، انتشارات شبگير ، تهران 1356 ، صفحهء 202 . ( 46 ) . همان كتاب ، صفحهء 203 . ( 47 ) . ديپلمات روس مىنويسد : « مردم بىسروپا در گيلان ياغى شده‌اند و تعدادشان كم نيست » . همان كتاب ، صفحهء 204 . ( 48 ) . نقش گيلان در انقلاب مشروطيت ايران به تفصيل در همين كتاب بررسى شده است . در اينجا خلاصه‌اى از جريان نهضت مشروطيت در گيلان نقل مىشود .